دفتر شعر
۹ شعر در این دفتر
زنحسش منزوی مانده دو صد دانا بیک منزلز دورش مقتدا گشته دوصد ابله بیک برزن
من غلام آن خط مشکین که گویی مورچهپای مشک آلود بر برگ گل و نسرین نهاد
نگارخانه چین است و ناف آهو چیندرون چین دو زلف و برون چین قباش
برعکس شود هرچه بهغایت برسیدشادی کن چون غم بهنهایت برسید
تا کمر صحبت میان طلبدکمر ملک بر میان تو باد