دفتر شعر
۴ شعر در این دفتر
خراسان سینهٔ روی زمین از بهر آن آمدکه جان آمد درو، یعنی عبیدالله خان آمد
گر جان کنم به حسرت زان لب نمیکند دلدل کندن از لب او جان کندنیست مشکل
تخت مرصع گرفت شاه ملمع بدنجیب مرقع درید شاهد گل پیرهن
شتر کشیدی اگر بار دل ز حجرهٔ تنشدی نزار شتر زیر بار حجرهٔ من