دفتر شعر
۹ شعر در این دفتر
شاهی به میان آمد و شاهی ز میان رفتصد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
می ده که طی شد دوران جانکاهآسوده شد ملک، الملکلله
چندگویی چرا مانده ویرانهند و افغان و خوارزم و ایران
ای فلک آل علی را از وطن آواره کردیزان سپس در کربلاشان بردی و بیچاره کردی
ای دل ز جفای دیده یاد آرزان اشک به ره چکیده یاد آر
با بنده فلک چرا به جنگ استسبحان الله این چه رنگ است
ماه مشروطه در این ملک طلوعیدن کردانتخابات دگر بار شروعیدن کرد
در دست کسانی است نگهبانی ایرانکاصرار نمودند به ویرانی ایران
خیزکز مشرق عیان گردید شبسرمهٔ چشم جهان گردید شب