دفتر شعر
۲۷ شعر در این دفتر
جویندهء تو هم چو تو فردی بایدآزاد ز هر علّت و دردی باید.
اسیئی بنا او احسنی لا ملومةلدینا و لا مقلیّة ان تقلت
مائیم عیاران و عیاران مائیمبر دیده مشتری قدم میسائیم
خصمان گویند کین سخن زیبا نیستخورشید نه مجرم ار کسی بینا نیست
مرد باید که بوی داند بردو رنه عالم پر از نسیم صبا است
خبر ابتدا بود.لهمُ الْبُشْری فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ
روی ما شاد است تا تو حاضری با روی توجان ما خوش باد چون غائب شوی با یاد تو
یومک وجه الدّهر من اجلهجنّ غد و التفّت الامس