دفتر شعر
۱۲ شعر در این دفتر
چشمی که ترا دید شد از درد معافاجانی که ترا یافت شد از مرگ مسلم
مرد باید که بوی تاند بردو رنه عالم پر از نسیم صباست
بی تو ای آرام جانم زندگانی چون کنمچون نباشی در کنارم شادمانی چون کنم
انا قتلت ذا الفجور مسعراانّی عبد اللَّه و ابن الهیعرا
تا دل ز علایقت یگانه نشودیک تیر ترا سوی نشانه نشود