دفتر شعر
۱۲ شعر در این دفتر
ابا منذر افنیت فاستبق بعضناحنانیک بعض الشّراهون من بعض
ای گشته اسیر در بلای توآن کس که زند دم ولای تو
تنها خورد این دل غم و تنها کشداگردون نکشد آنچه دل ما کشدا
حیرت اندر حیرتست و تشنگی در تشنگیگه گمان گردد یقین و گه یقین گردد گمان.
و کم باسطین الی وصلنااکفهم لن ینالوا نصیبا.