دفتر شعر
۴ شعر در این دفتر
آتش عشق بتی برد آبروی دین ماسجدهٔ سوداییان برداشت از آیین ما
گرچه شاخ میوه دار آرایش بستان شودهم دی اصل چشم زخم ملک تابستان شود
ای سنایی بگذر از جان در پناه تن مباشچون فرشته یار داری جفت اهریمن مباش
ای دل ار جانانت باید منزل اندر جان مکندیده در گبری مدار و تکیه بر ایمان مکن