دفتر شعر
۱۲ شعر در این دفتر
طلبوا صلحنا ولات اوانفاجبنا ان لیس حین بقاء
در چشم منی روی بمن ننماییو اندر دلمی هیچ بمن نگرایی
تشطّ غدا دار جیرانناو للدّار بعد غد ابعد
با دو قبله در ره توحید نتوان رفت راستیا رضای دوست باید یا هوای خویشتن
اذا ما الناس جرّبهم لبیبفانّی قد اکلتهم و ذاقا