دفتر شعر
۳ شعر در این دفتر
تَرْهَقُها قَتَرَةٌ (۴۱) تاریکی خاک و سیاهی بر آن نشسته.أُولئِکَ هُمُ الْکَفَرَةُ الْفَجَرَةُ (۴۲) ایشانند آن ناگرویدگان بد کردان.
لطف نطقت کی شناسد اهل ژاژ و بیهدهمنّ و سلوی را چه داند مرد سیر و گندنا؟!