دفتر شعر
۳ شعر در این دفتر
عاشق شدم به ان بت عیار چون کنمصَعب است کار چارهٔ این کار چون کنم
فصل زمستان رسید و فصل خزان شدآب رزان خور که آب روی رزان شد
ترک من برگل نقاب از سنبل پرُتاب کردلالهٔ نعمان حجاب لولو خوشاب کرد