دفتر شعر
۶ شعر در این دفتر
دل عشق تو را واقعۀ نوح شمردزان روی سفینهای فراهم آورد
ظالم برفت و قاعدۀ زشت از او بماندعادل برفت و نام نکو یادگار کرد
ملک و دولت را به تدبیر بقا دانی که چیستکاو به فرمان تو باشد تو به فرمان خدای
سالک راه خدا پادشه ملک سخنای ز الفاظ تو آفاق پر از درّ یتیم
جهان نماند و خرم روان آدمیایکه باز ماند از او در جهان به نیکی یاد
ای که پرسیدیام از حال بنیآدم و دیومن جوابیت بگویم که دل از کف ببرد