دفتر شعر
۷ شعر در این دفتر
سبحان من تحیر فی ذاته سواهفهم خرد به کنه کمالش نبرده راه
ای برده ز آفتاب به وجه حسن سبققرص قمر به معجز حسن تو گشته شق
قَد بَدا مَشهَدُ مولای اَنیخوا جَمَلیکه مُشاهَد شد ازان مَشهدم انوار جلی
کردم ز دیده پای، سوی مشهد حسینهست این سفر به مذهب عشاق فرضِ عین
سلام علی آل طه ویسسلام علی آل خیر النبیین
حاشا که نهم من از معما دامیتا صید کنم ز نامجویی کامی
الا ای ماه اوج دلرباییکه خیل نیکوان را پادشایی