دفتر شعر
۵۶ شعر در این دفتر
شاعر و شعر شناسان، قلمم را به زبانرفته ابطای حقی گاه و گه ابطای یلی؟
در همه عمر، بر صحیفهٔ دهرهر چه این کلک مشکبار نوشت
بحری ست محیط غم که در خونیازد نفس شناوران را
جبهه بر خاک نه درین مسجدکز برای عبادت است اینجا
علامهٔ دهر، والد والا شانچون کرد سفر به جنّت جاویدان
نور دل و دیده، مجلس آرای زمانملا عبدالله فاضل عالیشان
ای که دارد لوای اقبالتآفتاب بلند، سایه نشین
هزار و یکصد و پنجاه و پنج هجری بودکه گشت نسخه ی دیوان چارمین سپری