دفتر شعر
۲۲ شعر در این دفتر
بخش ۱
داروی تلخ را کند شیرین
بخش ۲
تار صد حیله به هر لحظه ازو ساز دهند
بخش ۳
بر هزاران شور و شر گردد دلیر
بخش ۴
به تیغ دشمنی نخراشدت پوست
بخش ۵
کشتی به موج لجه حرمان فکندن است
بخش ۶
ز خبث نفس، نه از پشم و استخوان ترسد
بخش ۷
خالی نشدم ز آرزویت
بخش ۸
او را چو جان کشند در آغوش خویش تنگ
بخش ۹
همچو آب روان روان بشتاب
بخش ۱۰
همخانه مکن عیال بسیار
بخش ۱۱
زید ایمن از زخم چنگال گرگان
بخش ۱۲
از هر چه بود حرص و طمع را ببست دست
بخش ۱۳
که در خصومت او مکر و حیله ساز کنی
بخش ۱۴
رو بتابد به سوی مایده وصل رود
بخش ۱۵
مشکل توان به یاوری جسم و جان کشید
بخش ۱۶
در قفا از بار حرص و آز اشتروارها
بخش ۱۷
روز و شب با خلق عالم آشکار
بخش ۱۸
شد معرکه دلاوری بر من سرد
بخش ۱۹
زانچه هستی یکسر مو خویش را افزون منه
بخش ۲۰
زنهار که از طور خرد دور نباشی
بخش ۲۱
به آن بود که زبان را به ناخوشی بگشایی
بخش ۲۲
که خواهی بیگنه با من ستیزی