دفتر شعر
۶ شعر در این دفتر
گوهری را از صدف آورده طبعم در کناریا که از خاک نجف تابنده دری آبدار
بوی گل و سنبل است یا که هوای بهار؟زمزمۀ بلبل است یا که نوای هزار؟
شیر بیشۀ ابداع سر ز بیشه بیرون کردعقل ییررا از بیم دل دو نیم و مجنون کرد
باده بده ساقیا ولی ز خم غدیرچنگ بزن مطربا ولی بیاد امیر
صبا اگر گذار تو فتد بکوی یار منز مرحمت بگو بآن نگار گلعذار من
خم گردون دون لبریز خونستبکام باده نوشان واژگونست