دفتر شعر
۳ شعر در این دفتر
صبا ز لطف چو عنقا برو به قلهٔ قافکه آشیانۀ قدس است و شرفۀ اشراف
هرکه آشفتهدل و سوختهجان همچو من استنکند میل چمن ور همه عالم چمن است
آنشاخ گل که سبز بود در خزان یکیستافشانده غنچۀ گل سرخ از دهان یکیست