دفتر شعر
۲۳ شعر در این دفتر
بیا به بزم حسینی و بشنو از عشاقبگوش هوش نوای حجاز و شور عراق
موکب شاه فلک فر در زمین نینواچون فرود آمد تجلی الله فی وادی طُویٰ
باز این چه آتش است که بر جان عالم است؟باز این چه شعلۀ غم و اندوه ماتم است؟
بسیط روی زمین باز بساط غم استمحیط عرش برین دائرۀ ماتم است
امشب شب وصالست روز فراق فرداستدر پردۀ حجازی شور عراق فرداست
خاک عم بر سر گلزار جهان باد امشبرفته گلزار نبوت همه بر باد امشب
دل خاتم ز خون لبریز در این ماتم است امشباگر گردون ببارد خون در این ماتم کم است امشب
مصباح نور جلوه گر اندر تنور بودیا در تنور آیۀ الله نور بود
چون شد محیط دائرۀ خطۀ جنودخالی زهر که بود مگر نقطۀ وجود
در جهان نشنیده ام تا بود این چرخ کبودکز سلیمان اهرمن انگشت و انگشتر ربود
ایکه از زخم فراوان مظهر بیچند و چونیدر حجاب خاک و خون چون شاهد غیب مصونی
رفت اصغر شیرینم ز آغوشم و دامانمبرگ گل نسرینم یا شاخۀ ریحانم
تشنه لبا به آب مهر تو سرشته شد گلمچون بکنم دل از تو و چون ز تو مهر بگسلم
ای به میدان وفا از دل و جان کرده نثارسر و تن در ره یار
ای اسم اعظم حق کز عالمی نهانیدر خاک و خون تپانی
یا امام العصر یا ابن الطاهری الطیبینیا ولی المؤمنین
نالۀ نی است ایدل یا که از لب شاه استیا که نخلۀ طور و نغمۀ انا الله است
ای به قربان تو خواهر توخواهر با جان برابر تو
ای نازنین برادر شد نوبت جدائییا روز بینوائی
ای یک جهان برادر وی نور هر دو دیدهچون حال زار خواهر چشم فلک ندیده
ای خسرو خوبان مکن آهنگ میدانای جان جانان
صبا به پیر خرابات از خرابۀ شامببر ز کودک زار این جگرگداز پیام
بار غم فرود آمد در زمین ماریه بازیا که کاوران حجاز