دفتر شعر
۱۶ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۱
یادش آن گُل که نه از کف ببَرَد باد او را
شمارهٔ ۲
زحمتِ سِندان نمیآید درِ بگشاده را
شمارهٔ ۳
هر خری را نتوان گفت که صاحب هنر است
شمارهٔ ۴
ترسم که پسندت نشود، مشکلم اینست
شمارهٔ ۵
آبِ حیوان بکُشَد نیز، چو از سر گذرد
شمارهٔ ۶
که «خیز و جان و دل آماده کن، امیر آمد»
شمارهٔ ۷
نامهای از حاج شیخ هادیم آمد
شمارهٔ ۸
راست باشد این مثل کز کار، کار آید پدید
شمارهٔ ۹
گلبنانِ دگر از طرفِ گلستانِ دگر
شمارهٔ ۱۰
شبی خوشست، خدایا دراز باد دراز!
شمارهٔ ۱۱
گویی مگر به تاج فریدون مُتَوَّجَم
شمارهٔ ۱۲
خانه ویران بوَد و حسرتِ مهمان دارم
شمارهٔ ۱۳
به بیکاری چنان خو کردهام کز کار میترسم
شمارهٔ ۱۴
به زر و سیم خَرَد عشقِ بتان مردِ لئیم
شمارهٔ ۱۵
پا از گلیمِ خویش فزونتر دراز کُن
شمارهٔ ۱۶
تا سحر سودایِ آن زلفِ چو زنجیر است و من