بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم
پناه من به حیی کو نمیرد به آهی عذر صد عصیان پذیرد قدیم لم یزل معبود بی چون پدید آرنده این هفت گردون برافرازنده چرخ مدور برافروزنده خورشید انور قدیم و قادر و گویا و بینا سمیع و عالم
۳۶ شعر از عطار نیشابوری
پناه من به حیی کو نمیرد به آهی عذر صد عصیان پذیرد قدیم لم یزل معبود بی چون پدید آرنده این هفت گردون برافرازنده چرخ مدور برافروزنده خورشید انور قدیم و قادر و گویا و بینا سمیع و عالم
از ایمانست اصل جمله ای یار تو را همچو جان در دل نگهدار بسان بیخ باشد اصل ایمان بود اسلام شاخش میوه احسان چو بیخ اندر دلت ایمان قوی کرد توانی در دو عالم رهروی کرد از آن بیخ قوی شاخی
شرف از علم حاصل کن تو جانا عزیز آمد همیشه مرد دانا نباشد هیچ عزت به ز دانش نباید بد دمی غافل ز دانش همیشه مرد گردد حاصل از علم مبادا هیچکس بی حاصل از علم شرف شد مرد را حاصل ز دانش
چو دولت همنشین مرد باشد همیشه او قرین درد باشد چو درد دین نماید وی ترا راه شوی از خواب غفلت زود آگاه پدید آید ترا در سینه شوقی که یابد نفس تو زان شوق ذوقی پس آنگه شوق و ذوقت سوز گر