بخش ۵۷ - حقیقت نیت
بدان که از آدمی هیچ حرکت به وجود نیاید تا سه حاجت در پیش نباشد علم و ارادت یعنی دانش و خواست و توانایی مثلا چون طعامی بیند نخورد و چون بدید اگر بایست و خواست هم نبود آن هم نخورد اگ...

ابوحامد محمد بن محمد الغزالی الشافعی ملقب به حجتالاسلام زین الدین الطوسی و امام محمد غزالی (زادهٔ ۴۵۰ هجری قمری در توس، درگذشتهٔ ۵۰۵ هجری قمری ) متکلم و فقیه ایرانی و یکی از بزرگترین مردان تصوف سدهٔ پنجم هجری است. وی پس از کسب مراتب تحصیلی در سال ۴۸۴ هجری قمری از سوی خواجه نظامالملک به مدت چهار سال به سمت استادی در نظامیهٔ بغداد منصوب شد. مدتی بعد، غزالی به دلیل بیماری جسمی و تردیدهای عمیقی که ناشی از مطالعات شخصی او در فلسفهٔ اسلامی بود، تصمیم گرفت تدریس را رها کرده و منصب خود را به برادرش احمد بسپارد. وی پس از قتل خواجه نظامالملک بغداد را ترک کرد، به حج رفت، مدتی پس از آن در دمشق به تدریس پرداخت. سپس از سوریه به اورشلیم رفت و در سال ۴۸۹ هجری قمری مقبرهٔ ابراهیم را در الخلیل زیارت کرد و چنانکه در زندگینامهٔ خودنوشتش «المنقذ من الضلال» آورده، آنجا عهد کرد که دیگر هرگز از حکومت صله نگیرد، به خدمت حاکمی درنیاید و با دیگر متکلمان وارد مجادله نشود. نهایتاً پس از سفرهایی به اسکندریه، سوریه و بغداد به زادگاهش توس بازگشت. غزالی در این دوران تبعید فکری از تدریس، در عزلت و فقر میزیست و مشغول ریاضت و تصوف بود و اغلب آثار مشهور خود از جمله احیاء علومالدین را در این دوره نوشت. غزالی در این کتاب معنویت صوفیانه را نقطهٔ اتکای مذاهب اسلامی میداند. در سال ۴۹۹ هجری قمری فخرالملک پسر خواجه نظامالملک که به وزارت سلطان سنجر در خراسان رسیده بود، از غزالی دعوت کرد که برای تدریس به نظامیه نیشابور بازگردد. غزالی عهدی را که بر سر مقبرهٔ ابراهیم بسته بود شکست و دعوت را قبول کرد و تا مدت کوتاهی پیش از مرگش به تدریس در نیشابور مشغول شد. غزالی ماههای آخر زندگانی خود را در خانقاهی که در توس برای مریدانش برپا کرده بود گذراند و در جمادیالثانی سال ۵۰۵ قمری، در ۵۵ سالگی، در همین خانقاه درگذشت. مدفن او در سال ۱۳۷۴ شمسی در پی کاوش باستانشناسی در حدود ۸۰۰ متری مدفن فردوسی در بیرون حصار قدیمی پیدا شد. بر اساس مقالهٔ دکتر محمد افشین وفایی در مجلۀ پژوهشهای ایرانشناسی و به نقل از دستنویس فضائل الانام خیام دو رباعی در مرثیهٔ غزالی سروده است. متن این دستنویس در این مورد به این شرح است: «وفات حجة الاسلام، قدّس الله روحه، روز دوشنبه چهاردهم جمادی الآخر سنۀ خمس و خمسمائه (۵۰۵ ق) به شهر طوس بود. و عمر خیّام در مرثیت وی گفته است: از گردش تو، ای فلکِ گردا گرد آن کیست که نیست در جهان بیغم و درد از شخصِ یکی مرد بر آوردی گرد کهش مثل به روزگار نتوانی کرد هم او راست: یک تن خبرِ مرگِ تو ننیوشیده است کو را نه ز دیده خون برونْ جوشیده است تاری است به چشمِ خلق، گیتی ز غمت گوییکه بهسوگِ تو سیَه پوشیده است.»
بدان که از آدمی هیچ حرکت به وجود نیاید تا سه حاجت در پیش نباشد علم و ارادت یعنی دانش و خواست و توانایی مثلا چون طعامی بیند نخورد و چون بدید اگر بایست و خواست هم نبود آن هم نخورد اگ...
بدان که هرکه مال ندارد باید که حال وی قناعت بود نه حرص و چون دارد حال وی سخاوت بود نه بخل که رسول ص فرموده است سخا درختی است اندر بهشت هرکه سخی باشد دست اندر شاخ وی زده باشد و وی ر...
بدان که طواف همچون نماز است در وی طهارت تن و جامه و ستر عورت شرط است ولیکن سخن در وی مباح است و اول باید که سنت اضطباع به جای آرد و اضطباع آن بود که میان ازار در زیر دست راست کند و...
بدان که علما را اختلاف است که عزلت و زاویه گرفتن فاضل تر یا مخالطت مذهب سفیان ثوری و ابراهیم ادهم و داوود طایی و فضیل عیاض و سلیمان خواص و یوسف اسباط و حذیف مرعشی و بشر حافی و بسیا...
بدان که رسول ص گفته است نیه المومن خیر من عمله نیت مومن بهتر از کردار وی است و بدین آن نخواسته است که نیت بی کردار بهتر از کردار بی نیت که این خود پوشیده نماند که کردار بی نیت عباد...
حق تعالی می گوید و من یوق شح نفسه فاولیک هم المفلحون آن را که از شح نفس نگاه داشتند به فلاح رسید و گفت سبحانه و تقدس و تعالی و لا یحسبن الذین یبخلون بما آتیهم الله من فضله خیر بل ه...
باید که از در صفا بیرون شود و درجه چند به صفا بر شود چندانکه کعبه را بیند و روی سوی کعبه کند و بگوید لا اله الا الله وحده لاشریک له له الملک و له الحمد یحیی و یمیت و هو حی لایموت ب...
بدان که در عزلت شش فایده است فایده اول فراغت ذکر و فکرت که بزرگترین عبادات فکرت است در عجایب صنع حق تعالی و در ملکوت آسمان و زمین و شناختن اسرار ایزد تعالی در دنیا و آخرت بلکه بزرگ...
بدان که رسول ص گفت که امت مرا عفو کرده اند از هرچه حدیث نفس بود و اندر هردو صحیح است که هرکه قصد معصیت کند و نکند ملایکه را گوید بر وی منویس و اگر قصد خیر کند یک حسنت بنویس اگرچه ن...
بدان که ایثار از سخا عظیمتر است که سخی آن باشد که آنچه بدان محتاج نباشد بدهد و ایثار آن بود که با آن که محتاج بود بدهد و چنان که کمال سخاوت ایثار است و آن باشد که باز آن که محتاج ب...
آن است که پیش از سیری دست بدارد و انگشت به دهان پاک کند آنگه به دستار خوان پاک کند و نان ریزها برچیند که در خبر است که هر که چنان کند عیش بر وی فراخ شود و فرزندان وی به سلامت بوند ...
بدان که اگر چه اعمال به جوارح است مقصود از آن گردش دل است که دل است که بدان عالم سفر خواهد کرد و همی باید که با کمال و جمال بود تا حضرت الهیت را بشاید و چون آینه روشن و بی زنگار بو...
چون دانستی که عامی به هیچ وقت از خطر خالی نباشد از اینجا معلوم شود که هیچ کاری که آدمی بدان مشغول خواهد شد فاضلتر و گواراتر از علم نخواهد بود و هر پیشه که بدان مشغول خواهد شد برای ...
بدان که چون توبه به شرط خویش بود به ضرورت مقبول بود چون توبه بکردی اندر قبول به شک مباش اندر آن به شک باش تا توبه به شرط هست یا نه و هرکه حقیقت دل آدمی بشناخت که چیست و علاقه وی با...
بدان که اگر قافله روز عرفه رسد به عرفات به طواف قدوم نپردازند و اگر پیش رسد طواف قدوم به جای آرند و روز ترویه از مکه بیرون آیند و آن شب در منا باشند و دیگر روز به عرفات روند و وقت ...
بدان که از مقاصد دینی و دنیایی بعضی است که جز از دیگران حاصل نمی آید و جز به مخالطت راست نشود و در عزلت فوت آن است و فوات آن آفت عزلت است و آن شش است آفت اول بازماندن از علم خواندن...
بدان که اعمال سه قسم است طاعات و معاصی و مباحات و باشد که از این که رسول ص گفت الاعمال بالنیات پندارند که معصیت نیز به نیت خیر از جمله خیرات شود و این خطاست بلکه این قسم نیت را در ...
بدان که هرکسی خویشتن سخی پندارد و دیگران وی را بخیل پندارند پس لابد حقیقت این بباید شناخت که این بیماری عظیم است تا بدانند و علاج کنند و هیچ کی نباشد که هرچه از وی خواهند بدهد اگر ...
چون کسی عزلت گرفت باید که نیت کند که بدین عزلت شر خویش از مردمان بازدارد و طلب سلامت کند از شر مردمان و طلب فراغت کند به عبادت حق تعالی و باید که هیچ بیکار نباشد بلکه به ذکر و فکر ...
پس از عرفات به مزدلفه شود و غسل کند که مزدلفه از حرم است و نماز شام تاخیر کند و با نماز خفتن به جمع بکند به یک بانگ نماز و دو قامت و اگر تواند این شب به مزدلفه احیا کند که شریف و ع...
و نیت در این از دو درجه اثر دارد یکی آن که اصل وی به نیت درست آید و دیگر آن که هرچند نیت بیشتر می شود ثواب مضاعف همی شود و هرکه علم نیت بیاموزد به یک طاعت چند نیت نیکو بتواند کرد ت...
بدان که این علاج مرکب است از علم و عمل اما علم آن است که اول سبب بخل شناسی که هر بیماری که سبب وی بدانی علاج آن بتوان کرد و سبب وی دوستی شهوتهاست که بی مال به وی نتوان رسید و به ام...
بدان که سفر دو است یکی به باطن و یکی به ظاهر سفر باطن سفر دل است در ملکوت آسمان و زمین و عجایب صنع ایزد تعالی و منازل راه دین و سفر مردان این است که به تن در خانه نشسته باشند و در ...
و هیچ عاقل مبادا که غافل وار چون بهایم در مباحات می رود و از نیت نیکو غافل ماند که خسران آن عظیم بود که از همه حرکات سوال خواهند کرد و در همه مباحات حساب خواهد بود اگر نیت بد بود ب...