شمارهٔ ۱ - فی ولادة سیدالشهداء سلام الله علیه
بیا به بزم حسینی و بشنو از عشاق بگوش هوش نوای حجاز و شور عراق بکن مشاهدۀ شاهدان شهد سخن بنموش می ز کف ساقیان سیمین ساق بیاد مولد سبط دوم امام سوم فتاده غلغله از شش جهت ز سبع طباق ف
۲۳ شعر از محمدحسین غروی اصفهانی
بیا به بزم حسینی و بشنو از عشاق بگوش هوش نوای حجاز و شور عراق بکن مشاهدۀ شاهدان شهد سخن بنموش می ز کف ساقیان سیمین ساق بیاد مولد سبط دوم امام سوم فتاده غلغله از شش جهت ز سبع طباق ف
در جهان نشنیده ام تا بود این چرخ کبود کز سلیمان اهرمن انگشت و انگشتر ربود دست بیداد فلک دستی جدا کرد از بدن کز نهاد عالم امکان بر آمد داد و دود از پی دیدار جانان کرد نقد جان نثار و
ایکه از زخم فراوان مظهر بیچند و چونی در حجاب خاک و خون چون شاهد غیب مصونی آه و وایلا چنان کوبیدۀ سم هیونی همچو اسم اعظمی که حیطۀ دانش برونی ویکه با آن تشنه کامی غرقۀ دریای خونی آنچ
رفت اصغر شیرینم ز آغوشم و دامانم برگ گل نسرینم یا شاخۀ ریحانم آن غنچۀ خندان را من غنچه نمی خوانم آن دوست که من دارم و آن یار که من دانم شیرین دهنی دارد دور از لب و دندانم کی مهر و