قسمت ۱

  1. خانه
  2. داستان‌ها
  3. دایار💎مبینا کامرانی✍🏻
  4. قسمت ۱

داستان · دایار💎مبینا کامرانی✍🏻

قسمت ۱

به قلمِ مبینا کامرانی

سلام به همگی به امید خدا می خوام شیشمین رمانم رو تو سال جدید آغاز کنم و ردپایی بذارم از روزهایی که سختی و دردها و غم هایش برای همه ی ما به جا مانده و بر قلب همه مان ردی به جا گذاشته تا بماند بر آیندگان..ممنونم که تو این مسیر کنارم هستید..

به امید روزهای بهتر🌿

#مبیناکامرانی ✍🏻

خلاصه رمان:

دختر سرکشی بودم که از زندگی راضی نبودم و به همه چی گله می کردم اما درست شب اول جنگ همه ی خانواده ام رو از دست دادم و تنها آدمی که به صورت معجزه آسایی زنده موند من بودم اما تو اوج ناامیدی ناجی که منو از زیرآوار نجات داد شد همه کسم تو زندگی و به دنیای تاریکم نور تابید..مردی که خیلی باهام فرق داشت اما خدا اون رو برام فرستاد تا بتونم بلند شم و ادامه بدم..

پایان خوش🤍

این قسمت تمام شد

قسمت بعدی

قسمت ۲

گفت‌وگوی همین قسمت

دیدگاه‌ها دربارهٔ «قسمت ۱»

برای نوشتن دیدگاه، اول وارد حسابت شو.

ورود به ناهید
ناهید

رادیوی شامگاهی ناهید — همان کتابخانه، برای لحظه‌ای که چراغ‌ها را خاموش می‌کنی.

ناهید

  • دربارهٔ ما
  • اشتراک ناهید
  • وبلاگ

راهنما

  • حریم خصوصی
  • قوانین و مقررات
  • حذف حساب
نماد اعتماد
الکترونیکی
اندروید مستقیموب‌اپ آیفون

© ۱۴۰۵ ناهید — تمامی حقوق محفوظ است.