
مبینا کامرانی(نویسنده)
دختر سرکشی بودم که از زندگی راضی نبودم و به همه چی گله می کردم اما درست شب اول جنگ همه ی خانواده ام رو از دست دادم و تنها آدمی که به صورت معجزه آسایی زنده موند من بودم اما اون مرد شد همه کسم و..
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفر باش.
برای نوشتن دیدگاه، اول وارد حسابت شو.