میترا
۱۵ اسفند ۱۴۰۴
چرا بعضی از داستانها تو کما میروند 🙃
قسمت: قسمت ۲

پریا الهامی(نویسنده)
از بچگی با همین های خود تفاوت داشت از همون موقع مورد آموزش دایی وعموش قرار گرفت دوست داشت یه شرکت داشته باشد که خود رئیس آن باشد این اتفاق هم افتاد ولی تازه ماجرا شروع شده بود
ادامه با اشتراک ناهید
۱ قسمتِ باقیمانده، بدون محدودیت و بیآگهی. با اشتراک ناهید همهٔ کتابخانه باز میشود.

داستان
نویسنده: پریا الهامی
از بچگی با همین های خود تفاوت داشت از همون موقع مورد آموزش دایی وعموش قرار گرفت دوست داشت یه شرکت داشته باشد که خود رئیس آن باشد این اتفاق هم افتاد ولی تازه ماجرا شروع شده بود
برای نوشتن دیدگاه، اول وارد حسابت شو.