شمارهٔ ۳۹۱
اندازهٔ متن
دم گرچه پیش آینه عالم نمیزند
آیینه پیش عارض او دم نمیزند
از پنبه داغ ما نرود زنده در کفن
از بخیه زخم ما مژه بر هم نمیزند
از ششدر جهات، مرا نقش کم رهاند
گیرد اگر کسی کم خود، کم نمیزند
۳ بیت
دم گرچه پیش آینه عالم نمیزند
آیینه پیش عارض او دم نمیزند
از پنبه داغ ما نرود زنده در کفن
از بخیه زخم ما مژه بر هم نمیزند
از ششدر جهات، مرا نقش کم رهاند
گیرد اگر کسی کم خود، کم نمیزند
دل ز مهر بوالهوس آزاد کنشعله را از قید خس آزاد کن