دفتر شعر
۶۸۵ شعر در این دفتر
شمارهٔ ۶۷۹
گل به طرحم می دهد روی بهارآلود تو
شمارهٔ ۶۸۰
نخل رعنایی به بارآورده بالای تو
شمارهٔ ۶۸۱
اشتیاق سجده را با آستان او بگو
شمارهٔ ۶۸۲
وگرنه عشق مسکین چه دارد رونمای او؟
شمارهٔ ۶۸۳
زند مهر خموشی بر لب عیسی زبان تو
شمارهٔ ۶۸۴
ازین غبار بلندی گرفت رایت او
شمارهٔ ۶۸۵
برون نمی رود این باد نخوت از سر تو
برازنده تاج و تخت و کلاهخدیو جوان بخت عباس شاه
چون به الهام الهی، گرداندنام خود خسرو جمجاه، صفی
شمارهٔ ۳
رفته رفته طاق نسیان می کند محراب را
شمارهٔ ۴
انتظار تیر خواهد کشت نخجیر ترا
شمارهٔ ۵
نشکنم از چشمه کوثر خمار خویش را
شمارهٔ ۶
طشت آتش ریخت بر سر لاله حمرا مرا
شمارهٔ ۷
چند در فانوس دارم این چراغ مرده را؟
شمارهٔ ۸
چون کنم در شیشه این سیماب آتش دیده را؟
شمارهٔ ۹
صحبت فرهاد آدم کرد سنگ خاره را
شمارهٔ ۱۰
آب این گوهر به طوفان می دهد گنجینه را
شمارهٔ ۱۱
راه بیرون شد ندارد کوچه زنجیر ما
شمارهٔ ۱۲
بخت اگر باشد نبات از بید می گیریم ما
شمارهٔ ۱۳
محمل لیلی برون رفته است از هامون ما
شمارهٔ ۱۴
که ناموس سپاهی هست بر سر چون علم ما را
شمارهٔ ۱۵
به داغ تشنگی تا چند سوزی زان لبان ما را؟)
شمارهٔ ۱۶
حمایت کرد مور از برق آفت خرمن ما را
شمارهٔ ۱۷
پر پرواز گردد چشم شوخت خواب سنگین را