ابیات پراکنده
با هنر او همه هنرها یافه
با سخن او همه سخنها ترفند
ناب است هر آن چیز که آلوده نباشدزین روی ترا گویم کازاده نابی
پسر آن ملکی تو که به مردی بگشادزعدن تا خزران و زخزران تا ککری
هر چون نگرم قصه من با کرم توچون قصه آن اشتر و ماه است و عرابی
نامه مانی با نامه تو ژاژستشعر خوارزمی با شعر تو لامانی
تا سرخ بود چون رخ معشوقان نارنجتا زردبود چون رخ مهجوران آبی
ای دیده ها چو دیده غوک آمده برونگویی که کرده اند گلوی ترا خبه