شمارهٔ ۱۳۹
اندازهٔ متن
چون روی هوا دوش به قیر اندودند
تا روز همه تپان و لرزان بودند
بر تارک من ستارگان نغنودند
گویی که همه بر تن من بخشودند
۲ بیت
چون روی هوا دوش به قیر اندودند
تا روز همه تپان و لرزان بودند
بر تارک من ستارگان نغنودند
گویی که همه بر تن من بخشودند
ای قلعه نای مادر ملک توییدانند که کان گوهر ملک تویی