شمارهٔ ۳۷۳
اندازهٔ متن
عشق آتشی افروخت که از بسیاری
در دوزخم افکند همی پنداری
دل سوخته بودی به هزاران زاری
گر آب دو چشم من نکردی یاری
۲ بیت
عشق آتشی افروخت که از بسیاری
در دوزخم افکند همی پنداری
دل سوخته بودی به هزاران زاری
گر آب دو چشم من نکردی یاری
ای قلعه نای مادر ملک توییدانند که کان گوهر ملک تویی