شمارهٔ ۲۰
اندازهٔ متن
حورات نخوانم که تو را عار بُوَد
حورا برِ تو نگارِ دیوار بُوَد
آن را که چنین لطیف دیدار بُوَد
حقا که بر او عشق سزاوار بُوَد
۲ بیت
حورات نخوانم که تو را عار بُوَد
حورا برِ تو نگارِ دیوار بُوَد
آن را که چنین لطیف دیدار بُوَد
حقا که بر او عشق سزاوار بُوَد
فریاد کنم زان سر زلف تو بسیکو کرد جهان بر دل من چون قفسی