شمارهٔ ۱۷۴
اندازهٔ متن
یار از غم من خبر ندارد گویی
یا خواب به من گذر ندارد گویی
تاریکترست هر زمانی شب من
یارب شب من سحر ندارد گویی
۲ بیت
یار از غم من خبر ندارد گویی
یا خواب به من گذر ندارد گویی
تاریکترست هر زمانی شب من
یارب شب من سحر ندارد گویی
خور گوید کاشکی که زرین تنمیتا جام شراب شاه شیر اوژنمی