شمارهٔ ۱۴
اندازهٔ متن
در تن غم تو بجای جانست مرا
سودای تو مغز استخوانست مرا
از عشق فرا گذشت این کار ار هیچ
چیزیست ورای عشق آنست مرا
۲ بیت
در تن غم تو بجای جانست مرا
سودای تو مغز استخوانست مرا
از عشق فرا گذشت این کار ار هیچ
چیزیست ورای عشق آنست مرا
زلف تو چو بروی تو افتد گوییدر شب بچراغ می کنم دلجویی