شمارهٔ ۸۰
اندازهٔ متن
اشکم که ز خون این دل ناشادست
از بی آبی ز چشم من افتادست
مگذار که بر خاک درت می غلتد
آخر نه چنانکه هست مردم زادست؟
۲ بیت
اشکم که ز خون این دل ناشادست
از بی آبی ز چشم من افتادست
مگذار که بر خاک درت می غلتد
آخر نه چنانکه هست مردم زادست؟
زلف تو چو بروی تو افتد گوییدر شب بچراغ می کنم دلجویی