شمارهٔ ۱۶۰
اندازهٔ متن
غافل بودم که یار بر ما بگذشت
چون برق برهگذار بر ما بگذشت
نادیده رخش تمام تا چشم زدیم
چون راحت روزگار بر ما بگذشت
۲ بیت
غافل بودم که یار بر ما بگذشت
چون برق برهگذار بر ما بگذشت
نادیده رخش تمام تا چشم زدیم
چون راحت روزگار بر ما بگذشت
زلف تو چو بروی تو افتد گوییدر شب بچراغ می کنم دلجویی