شمارهٔ ۲۳۲
اندازهٔ متن
زین سر که زبان دور باشت دارد
خصمان ترا بگفت و گو نگدارد
پیوسته ز خون دشمنان آب خورد
این شاخ که مرگ ناگهان بار آرد
۲ بیت
زین سر که زبان دور باشت دارد
خصمان ترا بگفت و گو نگدارد
پیوسته ز خون دشمنان آب خورد
این شاخ که مرگ ناگهان بار آرد
زلف تو چو بروی تو افتد گوییدر شب بچراغ می کنم دلجویی