شمارهٔ ۲۷۰
اندازهٔ متن
گردون چو غم زشت و نکومی نخورد
این شکر و شکایت اندرو می نخورد
وین صبح که هر نفس دهان بگشاید
جز آب حیات ما فرو می نخورد
۲ بیت
گردون چو غم زشت و نکومی نخورد
این شکر و شکایت اندرو می نخورد
وین صبح که هر نفس دهان بگشاید
جز آب حیات ما فرو می نخورد
زلف تو چو بروی تو افتد گوییدر شب بچراغ می کنم دلجویی