شمارهٔ ۲۸۶
اندازهٔ متن
تا با لب تو لبم هم دآواز نشد
وندر ره وصل با تو دمساز نشد
اگر گریه دو چشم من فراهم نامد
وز خنده دهان من زهم باز نششد
۲ بیت
تا با لب تو لبم هم دآواز نشد
وندر ره وصل با تو دمساز نشد
اگر گریه دو چشم من فراهم نامد
وز خنده دهان من زهم باز نششد
زلف تو چو بروی تو افتد گوییدر شب بچراغ می کنم دلجویی