شمارهٔ ۳۱۴
اندازهٔ متن
سودای تو در چشم خرد ناخنه شد
دئل سوخته و مهر تو آتش زنه شد
زلف تو ز روی تو همی نشکیبد
زنگی دیدی که فتنه بر آینه شد
۲ بیت
سودای تو در چشم خرد ناخنه شد
دئل سوخته و مهر تو آتش زنه شد
زلف تو ز روی تو همی نشکیبد
زنگی دیدی که فتنه بر آینه شد
زلف تو چو بروی تو افتد گوییدر شب بچراغ می کنم دلجویی