شمارهٔ ۳۸۴
اندازهٔ متن
دی اسب مرا گفت که نیکو نبود
کت خود غم اسب و علف او نبود
اسبی که برو نشینی و خاک خورد
آن اسب بجز که نقش زلو نبود
۲ بیت
دی اسب مرا گفت که نیکو نبود
کت خود غم اسب و علف او نبود
اسبی که برو نشینی و خاک خورد
آن اسب بجز که نقش زلو نبود
زلف تو چو بروی تو افتد گوییدر شب بچراغ می کنم دلجویی