شمارهٔ ۴۴۴
اندازهٔ متن
آمد دی و دستهای فرو بست از کار
هر کاره که بود خلق، بنشست از کار
دست من و جام می کنون کز سرما
هم کار بشد ز دست و هم دست از کار
۲ بیت
آمد دی و دستهای فرو بست از کار
هر کاره که بود خلق، بنشست از کار
دست من و جام می کنون کز سرما
هم کار بشد ز دست و هم دست از کار
زلف تو چو بروی تو افتد گوییدر شب بچراغ می کنم دلجویی