شمارهٔ ۴۶۰
اندازهٔ متن
در خون جگر شدم نهان چون ساغر
بر بسته بقصد خود میان چون ساغر
در روی کسی که می خورد خون دلم
می خندم ازمیان جان چون ساغر
۲ بیت
در خون جگر شدم نهان چون ساغر
بر بسته بقصد خود میان چون ساغر
در روی کسی که می خورد خون دلم
می خندم ازمیان جان چون ساغر
زلف تو چو بروی تو افتد گوییدر شب بچراغ می کنم دلجویی