شمارهٔ ۴۹۹
اندازهٔ متن
چون رنگ بدزدید گل از رخسارش
آویخت صبا چو خونیان بردارش
بسیار بگفت بلبل اندر کارش
تا بو که صبا بجان دهد زنهارش
۲ بیت
چون رنگ بدزدید گل از رخسارش
آویخت صبا چو خونیان بردارش
بسیار بگفت بلبل اندر کارش
تا بو که صبا بجان دهد زنهارش
زلف تو چو بروی تو افتد گوییدر شب بچراغ می کنم دلجویی