شمارهٔ ۵۲۰
اندازهٔ متن
بیزار شدم بی تو زهر آسایش
خود چون باشد بعشق در آسایش
آسایش من از دم باد سحرست
بیمار دهد وقت سحر آسایش
۲ بیت
بیزار شدم بی تو زهر آسایش
خود چون باشد بعشق در آسایش
آسایش من از دم باد سحرست
بیمار دهد وقت سحر آسایش
زلف تو چو بروی تو افتد گوییدر شب بچراغ می کنم دلجویی