شمارهٔ ۵۳۲
اندازهٔ متن
یاری که ندارد از لبش جام طمع
کردیم دروبر غم ایام طمع
بنگر تو بدین دست و دل و کیسه و صبر
سودای که می بزم من خام طمع
۲ بیت
یاری که ندارد از لبش جام طمع
کردیم دروبر غم ایام طمع
بنگر تو بدین دست و دل و کیسه و صبر
سودای که می بزم من خام طمع
زلف تو چو بروی تو افتد گوییدر شب بچراغ می کنم دلجویی