شمارهٔ ۵۳۵
اندازهٔ متن
چون دید فسرده بر رخم ده تو اشک
کرد از رخ من باستین یکسو اشک
شمعم که مرا بریش خند آن دلبند
سر می برد و می سترد از رواشک
۲ بیت
چون دید فسرده بر رخم ده تو اشک
کرد از رخ من باستین یکسو اشک
شمعم که مرا بریش خند آن دلبند
سر می برد و می سترد از رواشک
زلف تو چو بروی تو افتد گوییدر شب بچراغ می کنم دلجویی