شمارهٔ ۶۱۶
اندازهٔ متن
من دوش گشاده داشتم روزن چشم
بستم ز گهر سلسله بر گردن چشم
تا روز بنوک مژّه از بی خوابی
بر جیب سپهر دوختم دامن چشم
۲ بیت
من دوش گشاده داشتم روزن چشم
بستم ز گهر سلسله بر گردن چشم
تا روز بنوک مژّه از بی خوابی
بر جیب سپهر دوختم دامن چشم
زلف تو چو بروی تو افتد گوییدر شب بچراغ می کنم دلجویی