شمارهٔ ۶۳۱
اندازهٔ متن
تا سوز تو از میان جان بنشانم
بنشینم و شمعی بمیان بنشانم
چون آرزوی قدّ توام برخیزد
سروی بمیان بوستان بنشانم
۲ بیت
تا سوز تو از میان جان بنشانم
بنشینم و شمعی بمیان بنشانم
چون آرزوی قدّ توام برخیزد
سروی بمیان بوستان بنشانم
زلف تو چو بروی تو افتد گوییدر شب بچراغ می کنم دلجویی