شمارهٔ ۷۲۳
اندازهٔ متن
آن شمع که آفت سرست افسر او
فربه شود از اشک تن لاغر او
بر گریۀ من شبی بخندید بطنز
سرّدل من گشت قضای سر او
۲ بیت
آن شمع که آفت سرست افسر او
فربه شود از اشک تن لاغر او
بر گریۀ من شبی بخندید بطنز
سرّدل من گشت قضای سر او
زلف تو چو بروی تو افتد گوییدر شب بچراغ می کنم دلجویی