شمارهٔ ۸۱۶
اندازهٔ متن
ای گشته فراخ از دهنت دلتنگی
وی روز مرا با شب تو یک رنگی
چون آب سرین تو چرا لرزانست؟
من کوه ندیدهام بدین بی سنگی
۲ بیت
ای گشته فراخ از دهنت دلتنگی
وی روز مرا با شب تو یک رنگی
چون آب سرین تو چرا لرزانست؟
من کوه ندیدهام بدین بی سنگی
زلف تو چو بروی تو افتد گوییدر شب بچراغ می کنم دلجویی