شمارهٔ ۸۲۹
اندازهٔ متن
یار آمد دوش و کردمش مهمانی
هر چِش گفتم نکرد نافرمانی
مِی خورد و بخفت مست و در دربستم
وانگه با او چه کرده باشم دانی
۲ بیت
یار آمد دوش و کردمش مهمانی
هر چِش گفتم نکرد نافرمانی
مِی خورد و بخفت مست و در دربستم
وانگه با او چه کرده باشم دانی
زلف تو چو بروی تو افتد گوییدر شب بچراغ می کنم دلجویی